نگ سبز مربوط به تعادل و هماهنگی است. سبز تازه میکند و انرژی تخلیه شده را بازسازی. پناهگاهی است که از فشارهای زندگی مدرن به دور است و به ما احساس شادی میدهد. این رنگ بر روی زمین بسیار دیده میشود، و به همین خاطر است که باید مراقب آن باشیم. بیایید کمی بیشتر در روانشناسی رنگ سبز کنکاش کنیم.
از لحاظ معنای رنگ، رنگ سبز رنگ رشد، بهار، تجدید و تولد دوباره است. از دیدگاه روانشناسی رنگ، سبز متعادل کنندهی قلب و احساسات است، این رنگ میان عقل و دل تعادل ایجاد میکند. همچنین:
اگر سبز رنگ مورد علاقه شماست، شاید برخی از خصوصیات شخصیتی شما به ترتیب زیر باشد:
از اثرات روانی رنگ سبز برای ایجاد فضایی آرام و آرامشبخش در خانه خود استفاده کنید. اثرات روانی رنگ سبز شبیه به رنگ آبی است؛ سبز به عنوان آرامش و وضوح دیده میشود. سبز برای چشم بسیار آرامشبخش است و از طبیعت چیزهای زیادی به ما میدهد. بهترین راه برای استفاده از سبز در طراحی داخلی ترکیب چندین رنگ، یا سبز ترکیبی با رنگهای دیگر است
رنگ سبز برای هر کسب و کاری که با سلامت و درمان مرتبط باشد مفید است. سبز یک رنگ ایده آل برای فروش محصولات طبیعی، ایمن و ارگانیک است. همچنین در توسعهی محصولات سازگار با محیط زیست هم خوب است. رنگ سبز، یک چیز جدید و تازه را پیشنهاد میدهد. سبز لیمویی، بیانگر پتانسیلهایی است که میخواهید پیشنهاد دهید.
این رنگ به مردم انگیزه میدهد که به گروههای اجتماعی بپیوندند و نیازهای خود را برآورده سازند. رنگ سبز تیره رنگی خوب برای پول و اقتصاد سبز است؛ در آن شما نیاز دارید که مردم هر دو طرف معادله را دیده و تصمیم خوبی بگیرند.
آیا می دانید که رنگ سیاه یا مشکی نماد و نشانه چیست؟ یا از نظر روانشناسی رنگ مشکی در مورد شخصیت شما چه می گوید؟
رنگ مشکی در واقع جذب تمام رنگ ها و عدم وجود نور است. مشکی یکی از رنگ های خنثی بوده که برای توصیف قدرت و تاریکی و مرگ به کار می رود و مکمل آن، رنگ سفید می باشد.
در ادامه این مقاله همراه ما باشید تا با نماد و کاربرد رنگ مشکی در لباس، دکوراسیون و همچنین روانشناسی ناشناخته ترین و قوی ترین رنگ دنیا بیشتر آشنا شوید؛
مشکی و مشکی تیره (مشکی پر کلاغی) طیف های مختلف رنگ مشکی محسوب می شوند.
رنگ سیاه یا مشکی نماد ثروت، قدرت، هوش و درایت، جدیت، ناشناخته بودن و مرگ و عزاداری است.
رمز و راز
رنگ مشکی همیشه به عنوان نماد دنیای ناشناخته و پنهان استفاده می شود.
قدرت
مشکی نماد قدرت است، این رنگ احساسات زیادی را بیان نمی کند و افراد را مرموز و دست نیافتنی به تصویر می کشد.
ظرافت
مشکی به عنواد نماد ظرافت و سادگی شناخته می شود.
عزاداری
در بیشتر فرهنگ ها، مشکی به عنوان نماد مرگ و عزاداری شناخته شده است.
تحقیقات نشان داده که استفاده بیش از حد از رنگ مشکی یا سیاه می تواند باعث افسردگی و نوسانات خلقی در افراد شود، چون باعث می شود که بیشتر به جنبه های منفی زندگی توجه کنیم.
دکوراسیون به رنگ مشکی
اوپال مشکی یا سنگ چشم گربه، الماس سیاه، گوشنیت سیاه، مروارید سیاه، یاقوت سیاه، سرندیبیتی، گارنت سیاه، زرگون سیاه، کاسیتریت، عقیق سیاه، تورمالین سیاه، سنگ ماه سیاه، شبق، ابسیدین، یشم سیاه و هماتیت از سنگ های سیاه رنگ در طبیعت هستند.
رز سیاه، لاله سیاه، خربق سیاه، زنبق سیاه، ختمی سیاه، گل شیپوری سیاه، اختر سیاه، کوکب سیاه، گل حسن یوسف سیاه و گل خفاش از گل های سیاه رنگ در طبیعت هستند.
زیتون سیاه، انگور سیاه، بلک بری و آلو سیاه از جمله میوه های به رنگ سیاه در طبیعت هستند.
بادمجان، ترب سیاه و هویج سیاه از جمله سبزیجات به رنگ سیاه در طبیعت هستند.
روش
برنامه درمانی
برنامه در مجموع شامل 22 تا 23 جلسه بود که 16 تا 18 جلسه برای مداخله درمانی و بقیه جلسات برای ارزیابی استفاده شد. مدت یک جلسه انفرادی 60 دقیقه بود. جلسات در مدت 4 تا 6 هفته انجام شد. درمان در 2 مرحله انجام شد: مرحله اول CBT شامل آموزش تکنیکهای آرامسازی، مانند آرامسازی پیشرونده عضلانی جاکوبسون، مدیتیشن ذهن آگاهی، تنفس عمیق. و در فنون گفتار، مانند زمزمه کردن و طولانی کردن. به مدت 8 جلسه ارزیابی میانی پس از اتمام مرحله I از درمان انجام شد. در مرحله دوم، بخش شناختی درمان اضافه شد. مولفه های مرحله دوم شامل تکنیک هایی مانند بازسازی شناختی، حل مسئله و قاطعیت بود. محتوای جلسات در درمان با در نظر گرفتن نیازهای خاص هر مشتری منعطف نگه داشته شد.
قابل اعتماد و متخصص:
گزارش موارد
مورد I
یک مرد 16 ساله مجرد، که برای دیپلم مهندسی مکانیک تحصیل می کند، از وضعیت متوسط اجتماعی-اقتصادی (MSES)، با پیشینه شهری، با شکایت از افزایش شدت لکنت در هنگام صحبت با معلمان و سالمندان مراجعه کرد. او از دوران کودکی هم در مدرسه و هم در خانه با انتقاداتی مواجه بود. در نتیجه از صحبت با مردم اجتناب کرد. لکنت او در 1 سال گذشته و به دنبال تغییر روش آموزشی در دانشکده افزایش یافته بود. لکنت او تأثیر قابل توجهی بر حوزه شخصی و اجتماعی او گذاشت. او همچنین برانگیختگی خودمختار مانند تعریق، تپش قلب و لرزش را تجربه کرد. سابقه شخصی او حاکی از آن است که او در کودکی از نظر خلقی خجالتی و محجوب بود. سابقه خانوادگی نشان می دهد که پدرش بیشتر از مادرش حمایت می کند.

آیا ذهن آگاهی در طول درمان لکنت با CBT کار می کند؟
مطالعات نشان میدهند که CBT زمانی که با تکنیکهای تمرکز حواس همراه باشد بهترین عملکرد را دارد. برخی از رویکردهای متداولتر تمرکز حواس در مدیریت لکنت از جمله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) استفاده میشوند.
ترکیب CBT با تکنیک های تمرکز حواس می تواند به فرد کمک کند تا از گفتار خود آگاه تر شود و نگرش مثبتی نسبت به ارتباطات و تعاملات اجتماعی ایجاد کند. علاوه بر کاهش احساسات و نگرش های منفی مرتبط با لکنت، این راهبردهای درمانی ممکن است به مراجعان در بهبود کیفیت زندگی، عزت نفس و کنترل بر احساسات خود کمک کند.
CBT برای لکنت چقدر طول می کشد تا کار کند؟
مدت زمان CBT به شدت علائم فرد بستگی دارد. به طور معمول، ممکن است از 3 ماه تا 3 سال متغیر باشد.
هدف درمان بازگرداندن انعطاف پذیری مراجع و توانمندسازی او برای تفکر با دیدگاه جدید است. درمانگر سعی می کند به مراجع قدرت دهد تا اهداف جدیدی را تعیین کند و به آنها نیز دست یابد. بنابراین، مدت زمان درمان تا حد زیادی به نیازهای فردی مشتری بستگی دارد.
ممکن است مشتری در آغاز CBT به جلسات مکرر نیاز داشته باشد. دفعات جلسات ممکن است کاهش یابد زیرا شروع به نشان دادن بهبود قابل توجهی می کند. مشتری همچنین ممکن است برای حفظ نتایج مثبت خود یا صحبت در مورد مسائل جدید به جلسات تقویت کننده در طول پیگیری نیاز داشته باشد.
با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید هر کسی که استرس را تجربه می کند یا می خواهد بر مشکلی غلبه کند که ممکن است مانع از آن شود، می تواند سود ببرد. نیازی نیست منتظر بمانید تا چیزی باعث ناراحتی قابل توجه شما شود یا در توانایی عملکرد شما اختلال ایجاد کند.
چگونه یک درمانگر پیدا کنیم
پیدا کردن یک درمانگر می تواند چالش برانگیز باشد. برای موفقیت مشارکت، باید ارتباط و اعتماد وجود داشته باشد. شما باید درمانگری را انتخاب کنید که در زمینه ای که می خواهید روی آن کار کنید تجربه داشته باشد و اهداف شما را در مورد درمان به اشتراک بگذارد.
اولین قدم خوب این است که از شرکت بیمه خود در مورد پوشش سوال کنید و لیستی از درمانگرانی که در شبکه شما هستند به دست آورید. همچنین می توانید از پزشک مراقبت های اولیه خود یا سایر ارائه دهندگان سلامت پزشکی مورد اعتماد درخواست ارجاع دهید. دوستان و خانواده نیز می توانند توصیه هایی ارائه دهند، اما به خاطر داشته باشید که آنچه برای دوست شما مناسب است ممکن است برای شما مناسب نباشد.

حقوق یک درمانگر چقدر است؟
دامنه دستمزد درمانگر بسته به سطح تحصیلات، مدارک اضافی، موقعیت مکانی، انواع مشتریانی که می بینند و محیطی که در آن کار می کنند متفاوت است. کمترین امتیاز حدود 30000 دلار در سال و بالاترین آن 129000 دلار است. یک درمانگر با مدرک دکترا. برای مثال، در شهر نیویورک، درآمد بسیار بیشتری نسبت به همتایان خود دارند که فقط مدرک کارشناسی ارشد در یک شهر کوچک دارند.
نشانه ها را بشناسید تست سلامت روان رایگان ما را انجام دهید
یک درمانگر به چه نوع آموزش و مجوزی نیاز دارد؟
مجوز درمانگر نور پینا
همه درمانگران ملزم به تکمیل مدرک کارشناسی ارشد هستند و از هیئت های دولتی خود مجوز انجام قانونی روان درمانی را دریافت کرده اند. انواع مختلفی از مجوزها وجود دارد و هر کدام خدماتی را مشخص می کند که حرفه ای مجاز به ارائه آن است. این مجوزها توسط ایالت ارائه می شود و شامل موارد زیر است:
دکترای روانشناسی [Psy.D.]
مددکار اجتماعی بالینی دارای مجوز [LCSW]
متخصص ازدواج و خانواده درمانگر [LMFT]
مشاور بهداشت روان دارای مجوز [LMHC]
مشاور حرفه ای دارای مجوز [LPC]
این مجوزها به درمانگران این امکان را می دهد که فقط در ایالت یا ایالت هایی که در آن مجوز دارند، روان درمانی انجام دهند. با این حال، مجوز به آنها اجازه می دهد تا درمان آنلاین را انجام دهند و با مشتریان در هر کشور خارجی از طریق روش درمانی آنلاین کار کنند.
برخی از مجوزهای مددکاری اجتماعی، شباهتهای درمانگر و مددکار اجتماعی را مطرح میکنند. هر دو حرفه شامل کمک به مردم برای داشتن زندگی بهتر است، اما تفاوت های اساسی بین آنها وجود دارد.
درمانگران تجربه بالینی دارند و همچنین می توانند به عنوان مددکار اجتماعی خدمت کنند. از سوی دیگر، مددکاران اجتماعی تجربه بالینی یا مجوز درمانگر ندارند و بنابراین نمی توانند به عنوان درمانگر کار کنند.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از دنیای اقتصاد، در این وضعیت که کمتر فیلمی تولید میشود یا کنسرتی روی صحنه نمیرود و... بسیاری از سلبریتیها کسبوکار سنتی خود را از دستدادهاند و حالا روشهای تازهای برای درآمدزایی در پیش گرفتهاند؛ مهمترینش استفاده از درآمدهای تبلیغاتی در فضای مجازی است. روش تازه درآمد از فضای مجازی که اکنون باب شده، تبلیغ افراد در لایوهای اینستاگرامی سلبریتیها و تبلیغشان در مقام کارشناس یا متخصص است.
در این روش معمولا چهرههایی که شهرتی در حوزه خود ندارند، با پرداخت مبالغ قابل توجهی که متناسب با شهرت سلبریتی و تعداد فالوئرش است، از سوی سلبریتیها به لایو دعوت میشوند و درباره موضوعی که آنها متخصص معرفی شدهاند، از طرف سلبریتی مورد پرسش واقع میشوند.
اما نکته جالب در این میان تغییر فرم و هویت سلبریتیها در این مدت است. برخی از سلبریتیهای سینمایی، موسیقی و... آرام آرام دارند تبدیل به بلاگرهای مطرح فضای مجازی میشوند. در واقع گویا سلبریتیهای پیشین برای بقا در فضای مجازی نیاز به هویتی جدید دارند. آنها برای حفظ نام و چهره خود در صدر توجه عمومی دست به کارهای عجیب و غریبی میزنند. بیان رخدادهای زندگی شخصی از جمله ازدواج، طلاق، خشونتهای خانگی و... از یک سو و ایراد سخنها و اظهارنظرهای جنجالی درباره برخی دیگر از چهرههای معروف از سوی دیگر به دستمایه بسیاری از سلبریتیهای جدید برای بقا تبدیل شده است. در واقع سلبریتیهای هنری در حال تبدیل شدن به بلاگرهای معروف اینستاگرامی هستند.
به هر روی نکته مهم آن است که هنوز رقم تبلیغات لایوی در اینستاگرام افشا نشده و گویا با حساسیت بسیاری از سوی سلبریتیها، پنهان میشود. یکی از مهمترین نکاتی که در این باره مورد توجه قرار گرفته آشکار نبودن درآمد سلبریتیها، عدم پرداخت مالیات و همچنین فقدان نظارت بر صحت و سقم محتوای تبلیغات است. به هر روی خبرآنلاین در گزارشی که در همین رابطه منتشر کرده، نوشته است: درآمد بلاگرهای موفق در ماه به چند صد میلیون تومان میرسد چراکه هزینه هر استوری تبلیغاتی در صفحه این اشخاص از ۵ میلیون تومان شروع میشود و تا ۱۰ میلیون تومان بالا میرود.
جدا از استوریهای تبلیغاتی تعدادی از برندها برای تبلیغ برند خود از شهرت این بلاگرها نیز استفاده میکنند به گونهای که طبق گفته یکی از بلاگرهای ایرانی تبلیغ یک برند خاص مثل برند مبلمان گاهی برای صاحب آن برند ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه ایجاد میکند اما شرایط قرارداد تبلیغ یک برند در بین بلاگرهای مختلف متفاوت است گاهی عدهای از بلاگرها برای درست کردن یک تبلیغ و قرار دادن سه پست از آن تبلیغ در صفحه خود ۵۰ میلیون تومان میگیرند و گاهی نیز ممکن است تعداد پستها بیشتر یا دستمزد افزایش یابد.
یکی از بلاگرهای ایرانی که تعداد دنبالکنندههای او در اینستاگرام نسبتا پایین بود درخصوص درآمد خود به خبرآنلاین گفت: «من که نزدیک به ۳۰۰ هزار نفر در اینستاگرام دنبالکننده دارم بهطور میانگین ماهانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان از این راه کسب درآمد میکنم اما درآمد من ثابت نیست و ممکن است یک ماه درآمد من به ۳۰۰ میلیون تومان برسد اما ماه بعد ۵۰ میلیون تومان درآمد داشته باشم.»
این روزها اینستاگرام نه تنها روشی برای کسب درآمد بلاگرهای معروف است بلکه شهروندان عادی که تنها کمی دنبالکنندههای آنها بیشتر از سایر افراد در اینستاگرام است نیز از این طریق کسب درآمد میکنند؛ هرچند درآمد آنها به درآمد بلاگرهای معروف نمیرسد اما برای گذران زندگی کافی است و در اکثر مواقع درآمد آنها بیشتر از کارمندان یا کارگران است.
یکی از این شهروندان عادی که صفحهاش در اینستاگرام تنها ۲۰ هزار دنبالکننده دارد درخصوص درآمد خود میگوید: «من برای هر پست تبلیغاتی یک میلیون تومان و برای هر استوری تبلیغاتی نیز ۱۰۰ هزار تومان دریافت میکنم و میتوان گفت بهطور میانگین ماهانه ۷ میلیون تومان درآمد دارم.»
یکی دیگر از این افراد که تنها ۹ هزار دنبالکننده در اینستاگرام خود داشت گفت: «مقدار پولی که شما برای گذاشتن یک استوری در صفحه خود دریافت میکنید بستگی به تعداد بازدیدکنندههای شما دارد و نرخ معمول برای هر هزار بازدیدکننده ۱۰۰ هزار تومان است اما در این بین برخی دستمزد کمتری دریافت میکنند تا آگهی بیشتری بگیرند و برخی نیز آنقدر معروف هستند که نرخ مصوب را بشکنند و من نیز برای قرار دادن هر پست تبلیغاتی در صفحه خودم ۵۰۰ هزار تومان و برای هر استوری تبلیغاتی ۵۰ هزار تومان دریافت میکنم و بهطور میانگین درآمد من ماهانه بین ۴ تا ۵ میلیون تومان است.»
بررسیهای میدانی حاکی از آن است که عده زیادی از بلاگرهایی که در اینستاگرام فعالیت میکنند، در دنیای واقعی شغل نسبتا مناسبی داشتند اما خروج از آن شغل و پرداختن به شغل بلاگری برای آنها نه تنها درآمد بیشتر بلکه شهرت را نیز به ارمغان آورده است.